مؤلف مجهول

مقدمه 9

تاريخ سيستان

و بپادشاهان كيان رسانيده ، و اين نسب نامه از عصر ملك قطب الدين محمد متداول بوده و معين الدين اسفزارى صاحب تاريخ هراة معاصر ملك نظام الدين يحيى نسب ويرا با حذف ابو الفضل اول با بو جعفر احمد بن محمد بن خلف بن ابى جعفر بن ليث بن فرقد ، پدر خلف بن احمد مىرساند ، و بديهى است كه معين الدين اين نسبنامه و شجره را از خود جعل نكرده و اين كار را خود ملوك مذكور پس از يكى دو پشت كه از ابو الفضل اول جدّ بزرگ آن سلسله گذشته ترتيب داده اند ، و اگر اين تاريخ در سنين 725 كه پايان قسمت ثانى كتابست تأليف شده بود و يا مطابق حدسى كه از قرائت مقدمهء احياء - الملوك زده اند در عهد ملك قطب الدين تأليف ميشد ، ممكن نبود در آن به اين صراحت از قطع نسل آل يعقوب و عمرو و خلف بن احمد حديث كند ، و اين هم دليلى ديگر است كه كتاب در عهد ابو الفضل نصر بن احمد ملقب بتاج الدين معاصر با طغرل و متوفى بسال 465 تأليف شده و هنوز زود بوده است كه نسب خود را به آل صفار برسانند . 5 ) دليل روشنتر از همه طرز و شيوهء تحرير كتابست كه ميتوان آن را يكى از سه كتاب قديم نثر فارسى : تاريخ بلعمى ، تاريخ بيهقى و تاريخ گرديزى كه فعلا معروفاند شمرد و بلكه چنان كه خواهيم گفت تركيبات و لغات و اصطلاحاتى درين كتاب هست كه آن را از بيهقى و گرديزى هم كهنه تر مىنمايد . 6 ) ديگر از دلايل قدمت ، نام شهرها و قصبه هائى است كه گوئى در قرون بعد از سلاجقه و تركتازى تركمانان و مغول به كلى ويران شده و از آنها در كتب جغرافيائى و تاريخى متأخر مانند معجم البلدان يا نزهت القلوب يا تاريخ هراة يا احياء الملوك و غيره اثرى نيست ، و از آن جمله در صفحه ( 199 ) در مرگ طاهر بن الليث برادر يعقوب گويد : « و گور او اكنون بكرمتى است » و با انقلابات سيستان و فترات مخرّبهء آن ملك كه از عهد تركمانان ببعد موجب خرابى و انمحاء اكثر قراء و قصبات سيستان گرديد ، بعيد است كه گور برادر يعقوب در كرمتى نام محلى از توابع نوقان ( نوق ؟ ) در مملكت سيستان به ياد كسى مانده باشد جز آنكه تأليف كتاب را چنان كه معتقديم خيلى قديم بدانيم . 7 ) ديگر در صفحه 158 گويد : « و از آن روز تا اين روز ببغداد بيش از سيستان